1. جواهرنامه‌، كه مفقود شده و به احتمال زياد ترجمه‌ٴ منظومه‌ٴ ماربود بوده است‌.
2. خوابنامه‌، احتمالاً كتابي درباره‌ٴ خوابگزاري كه آن هم مفقود شده است‌.
3. ترجمه‌ٴ سرّالاسرار (از حدود 1266).
4. گل‌هاي طبيعت‌، در حدود 1264 ـ 1269، و ترجمه‌ٴ آزاد اندر باب طبيعت اشيا، تأليف‌ توماس كانتمپري‌، كه مايرلانت آن را به آلبرت كبير نسبت داده است‌.
5. تاريخ مقدس (102، 27 بيت‌). ترجمه‌ٴ كتاب پير پرخوار (نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ دوازدهم‌). مايرلانت در 1271، منظومه‌اي بر اين كتاب افزود درباره‌ٴ انهدام بيت‌المقدس توسط روميان‌.
6. آيينه‌ٴ تاريخ (قريب 90000 بيت‌). ترجمه‌ٴ آزاد اثر ونسان دوبووه‌.
معمولاً اين را مهم‌ترين اثر مايرلانت مي‌دانند، كه شامل تاريخ جهان تا حدود 1250 است‌، و مايرلانت اضافاتي درباره‌ٴ تاريخ ممالك سفلا در آن وارد كرده است‌. او ترجمه‌ٴ خود را به چهار بخش تقسيم كرده‌، كه از بخش دوم چشم پوشيده است‌. بخش اول را در حدود 1283، آغاز كرده‌؛ بخش سوم را در 1284 ـ 1286، ترجمه كرده ؛ و در 1288، مشغول ترجمه‌ٴ بخش چهارم بوده‌ است‌، بخش چهارم را لودويگ فان فِلتهِم به اتمام رساند، و بخش دوم را فيليپ اوتنبروك اهل‌ دام ترجمه كرد.
جالب‌ترين كار او از نظر ما ترجمه‌ٴ اندر طبيعت اشياست‌. مايرلانت در مقدمه‌اش بر آن اظهار مي‌كند؛ قصدش از تدوين و ترجمه‌ٴ اين كتاب نشر حقيقت به‌خاطر كساني است كه ((از افسانه‌ آزرده و از ياوه خسته مي‌شوند)). اين بينش (تحقير داستان‌هاي شهسواران و علاقه به حقايق‌ بي‌پيرايه‌) بيشتر در اثر اوضاع دنيوي محيط زندگي‌اش‌، رشد آزادي‌هاي مدني و دموكراسي بود كه در جايي بيش از فلاندر به چشم نمي‌خورد. مايرلانت شاعر سياسي نبود؛ او اساساً مبلّغ‌ اصول اخلاق بود، ولي عشقش به حقيقت‌، و اشتياقش براي نشر آن‌، يك پديده‌ٴ اجتماعي به‌ شمار مي‌رفت‌، يعني گواه صادقي بود بر رشد دموكراسي‌؛ و اين به نوبه‌ٴ خود ناگزير بيش از هر چيز در آن رشد موٴثر بود. نابرابري‌ها فقط در ظلمت شكوفا مي‌شود. ظلم هم مانند جهل‌، دير يا زود مجبور، است در پرتو حقيقت از ميان برود.
تأثير مايرلانت در ممالك سفلا عظيم بود. مي‌توان گفت او مكتبي تشكيل داد كه افرادي‌ مانند معاصران جوان‌ترش گيليس فان مولهِم و يان پرايت‌؛ و بعدها، يان فان بوندال (وفات‌: 1365) و يان دو ويْرت (وفات‌: 1362) بدان تعلق داشتند.
يان پرايت در 1299، مارتين چهارم را نوشت‌. اين تأثير تا سده‌ٴ پانزدهم ادامه يافت ولي بعد از آن متوقف شد، و آثار او تا پايان سده‌ٴ هجدهم‌، تقريباً فراموش شد.